تبلیغات
تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن - همسر سوم محمد رضا پهلوی.

همسر سوم محمد رضا پهلوی.

جمعه 19 آذر 1389 06:28 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: شاه و فرح ،

 

فرح دیبا همسر سوم محمدرضا شاه پهلوی در 22 مهرماه 1317ش در بیمارستان آمریكاییان تهران دیده به جهان گشود. پدرش سهراب دیبا از خانواده های بزرگ آذربایجان و مادرش فریده قطبی از خاندان های قدیمی گیلان بود. جد پدری فرح، میرزا محمود علاء الملك طباطبایی دیبا (شعاع الدوله) از رجال متنفذ عصر قاجار بود كه سالیان سال در وزارت امور خارجه خدمت می نمود. او از بركشیدگان میرزاسعیدخان موتمن الملك وزیر امور خارجه ناصرالدین شاه بود.

میرزا محمودخان پسرش سهراب را به مدرسه نظام سن پطرز بورگ گذارد تا به كسب آموزشهای جدید نظامی بپردازد. سهراب پس از اتمام تحصیلات نظامی به فرانسه رفت و در رشته حقوق به تحصیل پرداخت، او پس از كسب مدرك لیسانس دانشكده حقوق به دانشكده افسری سن سیر فرانسه داخل گشت و پس از فارغ التحصیلی به ایران مراجعت كرد و در قسمت دادستانی لشكر تهران به خدمت پرداخت. اما بخت با او یار نبود و در جوانی هنگامی كه دخترش تازه 9 سال داشت بیمار شد و به مرض سرطان درگذشت.

پس از مرگ سهراب دیبا، فریده قطبی و فرح به خانه محمدعلی قطبی منتقل شدند. فرح تحصیلات خود را در مدرسه ایتالیایی ها و سپس مدرسه ژاندارك ادامه داد. او تا سن 16 سالگی در مدرسه ژاندارك به تحصیل پرداخت و پس از اخذ مدرك دیپلم متوسطه به دنبال پسردایی خود رضا قطبی( پدر افشین قطبی مربی تیم ملی فوتبال ) به فرانسه رفت تا در رشته معماری مشغول تحصیل گردد.

 

                     فرح دیبا در منزل دایی خود محمدعلی قطبی



فرح دیبا در منزل دایی خود محمدعلی قطبی هنگام عزیمت به دربار و دیدار با محمدرضا پهلوی برای اولین بار

فرح دیبا به همراه محمدعلی قطبی و غلامعلی سیف ناصری هنگام عزیمت به دربار و دیدار با محمدرضا پهلوی برای اولین بار

فرح دیبا به هنگام خرید لباس نامزدی در پاریس

عزیمت فرح دیبا به كاخ مرمر برای شركت در مراسم جشن نامزدی با محمدرضا پهلوی از راست:
اردشیر زاهدی، فرح دیبا و فریده دیبا

جشن نامزدی محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در كاخ مرمر
از راست: اشرف پهلوی، شهناز پهلوی، تاج‌الملوك پهلوی، محمدرضا پهلوی و فرح دیبا


 

 

فرح دیبا در ایام نامزدی با محمدرضا پهلوی در اپرای پاریس


 

فرح دیبا در سال ۱۳۳۸ برای نخستین بار با پادشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی که برای دیدار رسمی و گفتگو با ژنرال دوگل به کشور فرانسه رفته بود در سفارت ایران در پاریس آشنا شد. سفیر ایران در فرانسه فرح دیبا و دیگر دانشجویانی که در پاریس درس می خواندند به سفارت دعوت کرده بود و شاه دانشجویان را به حضور می پذیرد و در آن روز فرح دیبا را می بیند. تعطیلات تابستانی که فرح دیبا به تهران بازگشت پس از چند دیدار با محمدرضا شاه پهلوی در منزل شهناز پهلوی در حصارک، به ازدواج منتهی شد.

نامزدی محمد رضا شاه پهلوی و فرح دیبا در ۳۰ آبان ۱۳۳۸ بود. فرح پهلوی در کتاب خاطراتش از آن روز چنین می نویسد "در روز ۲۹ آذر ۱۳۳۸ در کاخ مرمر جشن عروسی بر پا شد. سفره عقد مفصلی چیده بودند. امام جمعه تهران سوره (خطبه) عقد را خواند و از من پرسید آیا حاضرم با پادشاه ازدواج کنم ؟ معمولا رسم بر آن است که عروس در پاسخ به این سوال قدری تامل کند و فقط پس از سه بار تکرار بله بگوید. اما این بار نیازی به تکرار نبود، چرا که من فورا و با چنان شعفی جواب مثبت دادم که موجب خنده حضار شد." در ساعت پنج پس از نیم روز فرح دیبا "بله " می گوید و با این ازدواج فرح پهلوی ملقب به ملکه ایران شد.ده ماه پس از ازدواج فرح پهلوی ولیعهد ایران با نام «رضا پهلوی (دوم)» به دنیا آمد. ثمره این ازدواج سه فرزند دیگر بودند فرحناز پهلوی در ۲۲ اسفند ۱۳۴۲ در کاخ سعد آباد به دنیا آمد. علیرضا پهلوی که در ۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ و لیلا پهلوی ۷ فروردین ۱۳۴۹ زاده شدند.

 

 

                            محمدرضا شاه پهلوی

محمدرضا شاه پهلوی در خلال ازدواجهای خود دارای 3 دختر به نامهای شهناز، فرحناز و لیلا شد. شهناز از ازدواج اول او و فرحناز و لیلا از ازدواج سوم او بودند.آنها به دلیل سن و سال پایین و حضور عمههای قدرتمند چندان مجالی برای عرض اندام در دربار نیافتند. تولد شهناز پهلوی (در آبان سال 1319ش) با خشم و ناراحتی خاندان پهلوی توأم شد. چرا كه این خانواده برای به دنیا آمدن فرزند پسری كه جانشین و ولیعهد محمدرضا پهلوی باشد نقشهها كشیده بودند. در این میان رضاشاه، بزرگ خانواده پهلوی، كسی كه در تمام مدت حضور ملكه فوزیه در ایران سعی كرده بود با توجهات ویژه دل او را به دست آورد، پس از شنیدن این خبر خشمگین شد و از فرط عصبانیت تمام وسایل روی میز دفترش را با عصا به پایین پرت كرد! او از آن زمان كمتر به فوزیه توجه كرد و اعضای خانواده پهلوی علیالخصوص تاجالملوك از در ناسازگاری با فوزیه برآمدند. تا اینكه فوزیه ایران را ترك نمود و سال بعد به دلیل پافشاری فوزیه، دربار ایران ناچار شد طلاق او را صادر كند. (1326) از این پس شهناز كه از یك سو از محبت مادر جدا شده بود و از سوی دیگر پدر را به دلیل مشغله و خوشگذرانی در كنار خود نداشت تنها شد. روابط او با عمه ها و مادربزرگش چندان گرم نبود. چرا كه از یك طرف آنها را برای رفتن مادرش مقصر میدانست و از طرف دیگر از همان ابتدای تولد از آنها محبتی ندیده بود. در نهایت به دلیل دلتنگیهای شهناز قرار شد كه جهت تحصیل به یك مدرسه و سپس كالجی در اروپا فرستاده شود. او از سن ده سالگی با ثریا به عنوان نامادری روبه رو گشت، با تمام تلاشهای ثریا هرگز با او از در دوستی درنیامد ، تنها پس از كودتای 1332 حاضر به بازگشت به ایران شد. اندكی بعد به خواست شاه در سال 1335 به عقد اردشیر زاهدی پسر فضلالله زاهدی عامل كودتای 1332 درآمد. پس از به دنیا آمدن تنها فرزندشان مهناز در سال 1337، به سبب عیاشی اردشیر زاهدی، شهناز شاهزاده تنهای دربار به تنگ آمده و تنها با دخترش در حصارك ساكن گشت و به تدریج به مواد مخدر (ال. اس. دی) روی آورد. وی در سال 1343ش پس از فوت سرلشكر فضلالله زاهدی از اردشیر زاهدی جدا شد و به زندگی هیپیگری و كولیوار رو آورد. پس از مدتی به سویس رفت. در آنجا با خسرو جهانبانی فرزند سپهبد جهانبانی كه مشغول تحصیل در رشته نقاشی و یك هیپی تمام عیار بود آشنا گشت و اندكی بعد بدون اجازه دربار با او ازدواج كرد. وی سالها پس از به دنیا آمدن دختر دوم فوزیه و پسرش كیخسرو در آنجا ماند تا اینكه به وساطت فرح دیبا بخشیده شده و به ایران آمد. شهناز پیش از انقلاب به مذهب رو آورد و نام خود را به هاجر تغییر داد. وی از آن به بعد با روسری در مجالس خصوصی شركت میكرد. شاه در روزهای آخر حیات مایملك خود را بین فرزندانش تقسیم كرد به میزان هشت درصد از ارث خود را به شهناز بخشید و دو درصد را به فرزندش (مهناز) داد و جمعاً ده درصد از ارث شاه به آنها رسید. ولی شهناز كه پس از فوت پدرش به تقسیمبندی ارث واقف شد و دانست كه به او حدود هفت درصد كمتر از فرحناز و لیلا دادهاند به دادگاه فرانسه شكایت برد. مع ذلك با همان میزان هشت درصد صاحب پول و ملك زیادی شد كه خود شوهر و فرزندانش بتوانند به راحتی در پاریس زندگی كنند. او از سیاست به كلی دور بود و راحتی خود را در آزادی از قیودات دربار و سیاست و توطئهبازی به شمار میآورد.

فرحناز دختر دوم محمدرضاشاه در سال 1341 (اسفند ماه) به دنیا آمد. در ابتدا تحت تعلیم مربی سویسی به آموختن زبان فرانسه مشغول شد و سپس در دبستانی در جنب قصر نیاوران كه برای خانواده پهلوی و پارهای از رجال بنا شده بود به تحصیل پرداخت. شانزده ساله بود كه به دلیل انقلاب اسلامی ناچار به ترك ایران شد، و در امریكا مشغول به تحصیل گشت. او با سرمایه هنگفتی كه از 15% ارثیه پدرش به دست آورد، سهامدار چند مؤسسه و كارخانه بزرگ امریكا گشت و اكنون به حال تجرد در آمریكا زندگی میكند. روابط او با علیرضا برادر كوچكترش بهتر از سایر خواهر و برادرها بود.

لیلا سومین دختر محمدرضا پهلوی و آخرین فرزند او و فرح پهلوی است كه درسال 1349 (فروردین) در كاخ نیاوران به دنیا آمد و تحت تربیت معلم و دایه سویسی قرار گرفت. هشت ساله بود كه با والدینش به حالت تبعید از ایران خارج شد و در طول دوران دربه دری همراه پدر و مادر بود. ده ساله شده بود كه در قاهره در یك مدرسه امریكایی نامنویسی كرد و مدتی بعد برای آنكه ناظر مرگ پدر نباشد راهی اسكندریه شد در آنجا بود كه خبر مرگ پدر را شنید و به امریكا رفت. او به ناچار تا مدتها مجبور به دوری از مادر بود. وی با وجود داشتن تحصیلات عالیه در رشته ادبیات تطبیقی به شدت افسرده بود و از سردردهای شدید میگرن و دردهای عضلانی رنج میبرد. همین امر باعث شده بود كه گوشه عزلت گزیند و در جمع دوستان حاضر نشود. شكست عشقی او آخرین قطره از این جام بود كه او را لبریز ساخت و در 31 سالگی دست به خودكشی زد. علت مرگ او را استعمال بیش از حد قرصهای مسكن و داروهای قوی بیان كردهاند. او در سال 1988 م در كنار قبر مادربزرگش در پاریس دفن شد.

 

یادمان‌های فرح پهلوی

فرح پهلوی در سرتاسر ایران موزه ها، ساختمان های ماندنی و پارک هایی ساخت. برخی از جاهایی که به دستور فرح پهلوی ساخته شد، عبارت‌اند از:


  • Tehrancarpetmuseummani.jpg موزه فرش ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۶ را فرح پهلوی گشود. این موزه گران بهاترین و بی همتاترین نمونه‌های قالی ایران از قرن نهم هجری تا کنون را گردآوری کرده است.
  • Park Mellat Tehran.JPG پارک شاهنشاهی در فاز های گوناگون میان سال های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴ ساخته شد. بیش از ۱۲۰ درخت و درخت میوه ایران در این پارک کاشته شده اند.
  • Laleh park jonub.jpg پارک فرح این پارک در سال ۱۳۴۵ گشوده شد. این پارک دارای یک باغ به سبک ژاپنی با جویبار های روان، جای بازی شطرنج، جای بازی کودکان، زمین های ورزش، و تندیس های چامه سرایان ایرانی است.
  • Jamshidieh001.jpg پارک جمشیدیه یا پارک سنگی ذر سال ۱۳۵۲ گام نخست برای ساختن آن برداشته شد. این پارک دو عنصر سنگ سیاه طبیعی و گلها را با هم ترکیب می کند. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار و آب نماهای سنگی است.
  • ورزشگاه امجدیه در خرداد ماه ۱۳۴۵ به دستور فرح پهلوی، احمد درویش آرشیتکت در اسکلت های ویژه که در ایتالیا تحصیل کرده بود پروژه استادیوم سی هزار نفری امجدیه را بر عهده گرفت.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 آذر 1389 02:41 ب.ظ