تبلیغات
تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن

مرگ لیلا و علیرضا پهلوی

پنجشنبه 16 دی 1389 10:45 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: شاه و فرح ،

شاهدخت لیلا پهلوی (۷ فروردین ۱۳۴۹ - ۲۰ خرداد ۱۳۸۰) کوچک‌ترین فرزند محمدرضا پهلوی پادشاه ایران و شهبانو فرح پهلوی بود.لیلا پهلوی در تهران به دنیا آمد. وی کوچک‌ترین خواهر رضا پهلوی، علی‌رضا پهلوی، فرحناز پهلوی و خواهر ناتنی شهناز پهلوی بود.با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ و در حالی که تنها ۹ سال داشت، مجبور به ترک ایران به همراه خانواده‌اش و زندگی در تبعید شد.لیلا پهلوی پس از پایان تحصیلات دوران ابتدایی، تحصیلات عالی خود را در ایالات متحده آمریکا و در دانشگاه براون در رشته ادبیات تطبیقی با گرایش زبان آلمانی و فلسفه اسکاندیناویایی باتمام رسانید.لیلا پهلوی زبان‌های فارسی، انگلیسی و فرانسوی را روان صحبت می‌کرد. وی به رباعیات عمر خیام علاقه داشت و حتی به ترجمه اشعار رومی به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی اشتغال داشت. لیلا پهلوی به فرهنگ ایران، از جمله شعر و ادبیات و هنر ایران علاقه‌مند بود و برخی آثار هنری ایرانی را گردآوری می‌کرد. لیلا پهلوی همچنین از حمایت‌کنندگان مالی دانشنامه ایرانیکا بود.لیلا پهلوی، یک سال قبل از مرگش در مصاحبه‌ای با یک مجله اسپانیایی در مورد علاقه‌اش به ایران و فرهنگ ایرانی گفته بود: «من تقریبا همه زندگیم را در خارج سپری کرده‌ام، اما هم‌چنان ایرانی مانده‌ام، گویی هیچ‌گاه از کشورم دور نبوده‌ام.

 افسردگی و مرگ

لیلا پهلوی در حالی که تنها ۹ سال داشت، مجبور به ترک ایران و زندگی در تبعید شد. در تبعید شاهد مرگ پدرش و حوادثی بود که برای خانواده‌اش در سال‌های اولیه انقلاب ایران پیش آمد. خاطرات تلخ از رویدادهای تلخ زندگی‌اش وی را به بیماری افسردگی مبتلا کرد.در سن ۳۱ سالگی، در اتاقش در هتل لئونارد واقع در مرکز شهر لندن، بخاطر مصرف بیش از اندازه قرص‌های خواب‌آور جان خود را از دست داد. علت مرگ وی خودکشی با مصرف حدود ۲۷۰ قرص خواب‌آور شناخته شد.وی در زمان مرگ تنها ۳۱ سال داشت و مجرد بود.

در تاریخ ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۱ میلادی، لیلا پهلوی در کنار مدفن مادربزرگش فریده قطبی در گورستان پاسی در شهر پاریس دفن شد.در مراسم تدفین وی بسیاری از اعضای خاندان پهلوی و عده زیادی از ایرانیان تبعیدی شرکت داشتند

علیرضا پهلوی

علیرضا پهلوی سومین فرزند محمد رضا پهلوی، از همسرش فرح بود.

به گزارش بولتن، علیرضا در سال 1345 در تهران متولد شد. زمانی که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید خاندان پهلوی به خارج از کشور گریختند و در آوارگی به سر بردند. علیرضا در زمان خروج از ایران کمتر حدود 12 سال داشت و تحصیلات دبیرستانی خود را در ایالت ماساچوست آمریکا به پایان رساند. سپس در دانشگاه پرینستون به تحصیل موسیقی پرداخت. وی همچنین در رشته مطالعات ایران باستان از دانشگاه کلمبیا فوق لیسانس گرفت و پس از آن در رشته ایران شناسی و فلسفه در دانشگاه هاروارد به تحصیل پرداخت. او که به تنهایی در بوستون امریکا زندگی می‌کرد، در 14 دی ماه برابر با 4 ژانویه 2011 میلادی در خانه خودش خودکشی کرد. به گزارش رسانه‌های محلی، پلیس بوستون گفت : بعد از ساعت دو صبح به وقت محلی در روز سه‌شنبه، جسد مردی را در خانه‌ای در محله «سات اند» پیدا کرد که خود را به ضرب گلوله کشته بود.
 به گفته نازی افتخاری علیرضا علاقه خاصی به ساحل دریای خزر داشت و همیشه به یاد خاطراتی بود که همراه پدر و خانواده اش در سال‌های قبل از انقلاب در نوشهر می‌گذراند. به خاطر همین وصیت کرده که پس از مرگ جسدش را بسوزانند و خاکسترش را در دریای خزر بریزند!

 

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 دی 1389 11:23 ب.ظ

همسر سوم محمد رضا پهلوی.

جمعه 19 آذر 1389 06:28 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: شاه و فرح ،

 

فرح دیبا همسر سوم محمدرضا شاه پهلوی در 22 مهرماه 1317ش در بیمارستان آمریكاییان تهران دیده به جهان گشود. پدرش سهراب دیبا از خانواده های بزرگ آذربایجان و مادرش فریده قطبی از خاندان های قدیمی گیلان بود. جد پدری فرح، میرزا محمود علاء الملك طباطبایی دیبا (شعاع الدوله) از رجال متنفذ عصر قاجار بود كه سالیان سال در وزارت امور خارجه خدمت می نمود. او از بركشیدگان میرزاسعیدخان موتمن الملك وزیر امور خارجه ناصرالدین شاه بود.

میرزا محمودخان پسرش سهراب را به مدرسه نظام سن پطرز بورگ گذارد تا به كسب آموزشهای جدید نظامی بپردازد. سهراب پس از اتمام تحصیلات نظامی به فرانسه رفت و در رشته حقوق به تحصیل پرداخت، او پس از كسب مدرك لیسانس دانشكده حقوق به دانشكده افسری سن سیر فرانسه داخل گشت و پس از فارغ التحصیلی به ایران مراجعت كرد و در قسمت دادستانی لشكر تهران به خدمت پرداخت. اما بخت با او یار نبود و در جوانی هنگامی كه دخترش تازه 9 سال داشت بیمار شد و به مرض سرطان درگذشت.

پس از مرگ سهراب دیبا، فریده قطبی و فرح به خانه محمدعلی قطبی منتقل شدند. فرح تحصیلات خود را در مدرسه ایتالیایی ها و سپس مدرسه ژاندارك ادامه داد. او تا سن 16 سالگی در مدرسه ژاندارك به تحصیل پرداخت و پس از اخذ مدرك دیپلم متوسطه به دنبال پسردایی خود رضا قطبی( پدر افشین قطبی مربی تیم ملی فوتبال ) به فرانسه رفت تا در رشته معماری مشغول تحصیل گردد.

 

                     فرح دیبا در منزل دایی خود محمدعلی قطبی



فرح دیبا در منزل دایی خود محمدعلی قطبی هنگام عزیمت به دربار و دیدار با محمدرضا پهلوی برای اولین بار

فرح دیبا به همراه محمدعلی قطبی و غلامعلی سیف ناصری هنگام عزیمت به دربار و دیدار با محمدرضا پهلوی برای اولین بار

فرح دیبا به هنگام خرید لباس نامزدی در پاریس

عزیمت فرح دیبا به كاخ مرمر برای شركت در مراسم جشن نامزدی با محمدرضا پهلوی از راست:
اردشیر زاهدی، فرح دیبا و فریده دیبا

جشن نامزدی محمدرضا پهلوی و فرح دیبا در كاخ مرمر
از راست: اشرف پهلوی، شهناز پهلوی، تاج‌الملوك پهلوی، محمدرضا پهلوی و فرح دیبا


 

 

فرح دیبا در ایام نامزدی با محمدرضا پهلوی در اپرای پاریس


 

فرح دیبا در سال ۱۳۳۸ برای نخستین بار با پادشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی که برای دیدار رسمی و گفتگو با ژنرال دوگل به کشور فرانسه رفته بود در سفارت ایران در پاریس آشنا شد. سفیر ایران در فرانسه فرح دیبا و دیگر دانشجویانی که در پاریس درس می خواندند به سفارت دعوت کرده بود و شاه دانشجویان را به حضور می پذیرد و در آن روز فرح دیبا را می بیند. تعطیلات تابستانی که فرح دیبا به تهران بازگشت پس از چند دیدار با محمدرضا شاه پهلوی در منزل شهناز پهلوی در حصارک، به ازدواج منتهی شد.

نامزدی محمد رضا شاه پهلوی و فرح دیبا در ۳۰ آبان ۱۳۳۸ بود. فرح پهلوی در کتاب خاطراتش از آن روز چنین می نویسد "در روز ۲۹ آذر ۱۳۳۸ در کاخ مرمر جشن عروسی بر پا شد. سفره عقد مفصلی چیده بودند. امام جمعه تهران سوره (خطبه) عقد را خواند و از من پرسید آیا حاضرم با پادشاه ازدواج کنم ؟ معمولا رسم بر آن است که عروس در پاسخ به این سوال قدری تامل کند و فقط پس از سه بار تکرار بله بگوید. اما این بار نیازی به تکرار نبود، چرا که من فورا و با چنان شعفی جواب مثبت دادم که موجب خنده حضار شد." در ساعت پنج پس از نیم روز فرح دیبا "بله " می گوید و با این ازدواج فرح پهلوی ملقب به ملکه ایران شد.ده ماه پس از ازدواج فرح پهلوی ولیعهد ایران با نام «رضا پهلوی (دوم)» به دنیا آمد. ثمره این ازدواج سه فرزند دیگر بودند فرحناز پهلوی در ۲۲ اسفند ۱۳۴۲ در کاخ سعد آباد به دنیا آمد. علیرضا پهلوی که در ۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ و لیلا پهلوی ۷ فروردین ۱۳۴۹ زاده شدند.

 

 

                            محمدرضا شاه پهلوی

محمدرضا شاه پهلوی در خلال ازدواجهای خود دارای 3 دختر به نامهای شهناز، فرحناز و لیلا شد. شهناز از ازدواج اول او و فرحناز و لیلا از ازدواج سوم او بودند.آنها به دلیل سن و سال پایین و حضور عمههای قدرتمند چندان مجالی برای عرض اندام در دربار نیافتند. تولد شهناز پهلوی (در آبان سال 1319ش) با خشم و ناراحتی خاندان پهلوی توأم شد. چرا كه این خانواده برای به دنیا آمدن فرزند پسری كه جانشین و ولیعهد محمدرضا پهلوی باشد نقشهها كشیده بودند. در این میان رضاشاه، بزرگ خانواده پهلوی، كسی كه در تمام مدت حضور ملكه فوزیه در ایران سعی كرده بود با توجهات ویژه دل او را به دست آورد، پس از شنیدن این خبر خشمگین شد و از فرط عصبانیت تمام وسایل روی میز دفترش را با عصا به پایین پرت كرد! او از آن زمان كمتر به فوزیه توجه كرد و اعضای خانواده پهلوی علیالخصوص تاجالملوك از در ناسازگاری با فوزیه برآمدند. تا اینكه فوزیه ایران را ترك نمود و سال بعد به دلیل پافشاری فوزیه، دربار ایران ناچار شد طلاق او را صادر كند. (1326) از این پس شهناز كه از یك سو از محبت مادر جدا شده بود و از سوی دیگر پدر را به دلیل مشغله و خوشگذرانی در كنار خود نداشت تنها شد. روابط او با عمه ها و مادربزرگش چندان گرم نبود. چرا كه از یك طرف آنها را برای رفتن مادرش مقصر میدانست و از طرف دیگر از همان ابتدای تولد از آنها محبتی ندیده بود. در نهایت به دلیل دلتنگیهای شهناز قرار شد كه جهت تحصیل به یك مدرسه و سپس كالجی در اروپا فرستاده شود. او از سن ده سالگی با ثریا به عنوان نامادری روبه رو گشت، با تمام تلاشهای ثریا هرگز با او از در دوستی درنیامد ، تنها پس از كودتای 1332 حاضر به بازگشت به ایران شد. اندكی بعد به خواست شاه در سال 1335 به عقد اردشیر زاهدی پسر فضلالله زاهدی عامل كودتای 1332 درآمد. پس از به دنیا آمدن تنها فرزندشان مهناز در سال 1337، به سبب عیاشی اردشیر زاهدی، شهناز شاهزاده تنهای دربار به تنگ آمده و تنها با دخترش در حصارك ساكن گشت و به تدریج به مواد مخدر (ال. اس. دی) روی آورد. وی در سال 1343ش پس از فوت سرلشكر فضلالله زاهدی از اردشیر زاهدی جدا شد و به زندگی هیپیگری و كولیوار رو آورد. پس از مدتی به سویس رفت. در آنجا با خسرو جهانبانی فرزند سپهبد جهانبانی كه مشغول تحصیل در رشته نقاشی و یك هیپی تمام عیار بود آشنا گشت و اندكی بعد بدون اجازه دربار با او ازدواج كرد. وی سالها پس از به دنیا آمدن دختر دوم فوزیه و پسرش كیخسرو در آنجا ماند تا اینكه به وساطت فرح دیبا بخشیده شده و به ایران آمد. شهناز پیش از انقلاب به مذهب رو آورد و نام خود را به هاجر تغییر داد. وی از آن به بعد با روسری در مجالس خصوصی شركت میكرد. شاه در روزهای آخر حیات مایملك خود را بین فرزندانش تقسیم كرد به میزان هشت درصد از ارث خود را به شهناز بخشید و دو درصد را به فرزندش (مهناز) داد و جمعاً ده درصد از ارث شاه به آنها رسید. ولی شهناز كه پس از فوت پدرش به تقسیمبندی ارث واقف شد و دانست كه به او حدود هفت درصد كمتر از فرحناز و لیلا دادهاند به دادگاه فرانسه شكایت برد. مع ذلك با همان میزان هشت درصد صاحب پول و ملك زیادی شد كه خود شوهر و فرزندانش بتوانند به راحتی در پاریس زندگی كنند. او از سیاست به كلی دور بود و راحتی خود را در آزادی از قیودات دربار و سیاست و توطئهبازی به شمار میآورد.

فرحناز دختر دوم محمدرضاشاه در سال 1341 (اسفند ماه) به دنیا آمد. در ابتدا تحت تعلیم مربی سویسی به آموختن زبان فرانسه مشغول شد و سپس در دبستانی در جنب قصر نیاوران كه برای خانواده پهلوی و پارهای از رجال بنا شده بود به تحصیل پرداخت. شانزده ساله بود كه به دلیل انقلاب اسلامی ناچار به ترك ایران شد، و در امریكا مشغول به تحصیل گشت. او با سرمایه هنگفتی كه از 15% ارثیه پدرش به دست آورد، سهامدار چند مؤسسه و كارخانه بزرگ امریكا گشت و اكنون به حال تجرد در آمریكا زندگی میكند. روابط او با علیرضا برادر كوچكترش بهتر از سایر خواهر و برادرها بود.

لیلا سومین دختر محمدرضا پهلوی و آخرین فرزند او و فرح پهلوی است كه درسال 1349 (فروردین) در كاخ نیاوران به دنیا آمد و تحت تربیت معلم و دایه سویسی قرار گرفت. هشت ساله بود كه با والدینش به حالت تبعید از ایران خارج شد و در طول دوران دربه دری همراه پدر و مادر بود. ده ساله شده بود كه در قاهره در یك مدرسه امریكایی نامنویسی كرد و مدتی بعد برای آنكه ناظر مرگ پدر نباشد راهی اسكندریه شد در آنجا بود كه خبر مرگ پدر را شنید و به امریكا رفت. او به ناچار تا مدتها مجبور به دوری از مادر بود. وی با وجود داشتن تحصیلات عالیه در رشته ادبیات تطبیقی به شدت افسرده بود و از سردردهای شدید میگرن و دردهای عضلانی رنج میبرد. همین امر باعث شده بود كه گوشه عزلت گزیند و در جمع دوستان حاضر نشود. شكست عشقی او آخرین قطره از این جام بود كه او را لبریز ساخت و در 31 سالگی دست به خودكشی زد. علت مرگ او را استعمال بیش از حد قرصهای مسكن و داروهای قوی بیان كردهاند. او در سال 1988 م در كنار قبر مادربزرگش در پاریس دفن شد.

 

یادمان‌های فرح پهلوی

فرح پهلوی در سرتاسر ایران موزه ها، ساختمان های ماندنی و پارک هایی ساخت. برخی از جاهایی که به دستور فرح پهلوی ساخته شد، عبارت‌اند از:


  • Tehrancarpetmuseummani.jpg موزه فرش ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۶ را فرح پهلوی گشود. این موزه گران بهاترین و بی همتاترین نمونه‌های قالی ایران از قرن نهم هجری تا کنون را گردآوری کرده است.
  • Park Mellat Tehran.JPG پارک شاهنشاهی در فاز های گوناگون میان سال های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴ ساخته شد. بیش از ۱۲۰ درخت و درخت میوه ایران در این پارک کاشته شده اند.
  • Laleh park jonub.jpg پارک فرح این پارک در سال ۱۳۴۵ گشوده شد. این پارک دارای یک باغ به سبک ژاپنی با جویبار های روان، جای بازی شطرنج، جای بازی کودکان، زمین های ورزش، و تندیس های چامه سرایان ایرانی است.
  • Jamshidieh001.jpg پارک جمشیدیه یا پارک سنگی ذر سال ۱۳۵۲ گام نخست برای ساختن آن برداشته شد. این پارک دو عنصر سنگ سیاه طبیعی و گلها را با هم ترکیب می کند. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار و آب نماهای سنگی است.
  • ورزشگاه امجدیه در خرداد ماه ۱۳۴۵ به دستور فرح پهلوی، احمد درویش آرشیتکت در اسکلت های ویژه که در ایتالیا تحصیل کرده بود پروژه استادیوم سی هزار نفری امجدیه را بر عهده گرفت.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 آذر 1389 02:41 ب.ظ

فوزیه

جمعه 19 آذر 1389 11:58 ق.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: اولین همسر محمدرضا پهلوی. ،
فوزیه فؤاد (به عربی: فوزیة بنت الملک فؤاد) (زاده: ۵ نوامبر ۱۹۲۱ در اسکندریه مصر) خواهر ملک فاروق پادشاه مصر و نخستین همسر محمد رضا پهلوی بود. حاصل ازدواج او با محمدرضا شاه دختری است به نام شهناز.
فوزیه شهروند مصر ولی از تبار چرکسی، آلبانیایی و فرانسوی بود. او از دودمان پادشاهی محمدعلی پاشا است. خاندان محمدعلی از تبار آلبانیایی بودند که در زمان فرمانروایی عثمانی‌ها در مصر به مدارج بالا رسیدند. ازدواج با شاه به فوزیه تابعیت ایرانی بخشید و مجلس شورای ملی او را ایرانی الاصل اعلام کرد
ازدواج او با محمدرضا به هنگام ولیعهدی او در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۳۹ در قاهره انجام گرفت. پس از برگشت از ماه عسل، مراسم ازدواج در تهران نیز تکرار شد. دو سال بعد محمدرضا جانشین پدرش رضاشاه شد. با آغاز سلطنت محمدرضا، روابط سرد میان این زوج به سرعت رو به تیرگی نهاد. اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی شاه) و ارنست پرون (دوست صمیمی شاه) در ایجاد این تیرگی نقشی کلیدی داشته‌اند.
ازدواج فوزیه و شاه ایران به جدایی انجامید. ثبت رسمی طلاق در مصر به سال ۱۹۴۵ و در ایران به سال ۱۹۴۸ انجام شد. بعد از آن فوزیه در ۲۸ مارس ۱۹۴۹ با سرهنگ اسماعیل حسین شیرین بک وزیر دفاع و فرمانده نیروی دریایی سابق مصر و از بستگان خود در قاهره ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های نادیا و محمد بود. با کودتای ضد سلطنتی ۱۹۵۲ در مصر، عنوان شاهزادگی از فوزیه گرفته و ثروتش نیز مصادره شد. او پس از ان حاضر به ترک کشورش نشد و به همراه همسرش در اسکندریه زندگی می‌کند. فوزیه هیچگاه در مورد دوران ملکه بودنش مصاحبه‌ای نکرد و خاطراتش را منتشر ننمود.
میدانی نیز به نام وی در شهر تهران نامیده شد که پس از جدایی او از محمدرضا به «میدان شهناز» و پس از انقلاب به میدان امام حسین تغییر نام داد.

متن نامه درخواست طلاق فوزیه


همسر عزیزم
از عالیجناب سفیر مصر در ایران شنیدم که شما مایل هستید مستقیما از طرف من بشنوید که مایل به پایان دادن به زندگی زناشوئی خود هستم… در حقیقت من چنین تصمیمی را گرفته‌ام و به سفیر شما در مصر اطلاع داده‌ام و این یادداشت تاکیدی است بر این تصمیم نهایی من…
ازدواج ما ، برای اعلیحضرت و من ، آن سعادتی را که حق هر دوی ماست ، به ارمغان نیاورد و بعد از تفکر زیاد به این نتیجه رسیدم که تنها طلاق است که می‌تواند سعادت ما را به صورت جداگانه تامین کند. از شما درخواست می‌کنم موافقت کنید نقطه پایانی را به این وضع که ادامه بیشتر آن امکان ندارد ، بگذاریم. من می‌دانم که طلاق برای هر دوی ما دردآور است ولی ما باید در راه کشورهای خود فداکاری کنیم. اعلی حضرت می‌توانند همیشه در انتظار دوستی صادقانه اینجانب باشند. از درگاه خداوند خواهان سعادت آن اعلی حضرت و رفاه کشورتان هستم.
امضاء : فوزیه احمد فواد

متن اعلام طلاق از طرف شاه


متن اعلام طلاق از دربار ایران که شاه خود شخصا از رادیو برای ملتش خواند :
سه سال پیش علیا حضرت ملکه فوزیه بنا به دلایل پزشکی ایران را ترک گفتند و اخیرا تقاضای طلاق کرده‌اند ، زیرا اقامت معظم لها در تهران برایشان از نظر سلامت جسمانی مضر است. در اجابت به این درخواست ، ما محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران طلاق خود را از همسرم علیاحضرت فوزیه اعلام می‌کنیم… این طلاق در روابط ایران و مصر اثری نخواهد داشت ، بلکه این روابط بهتر از گذشته خواهد بود.





مراشم ازدواج محمد رضا شاه و وفوزیه





محمد رضا شاه و فوزیه


 
 



فوزیه ،شاه و شهناز دختر انها



 
عکس فوزیه در پیری
 


شهناز پهلوی دختر فوزیه
 


 
 
 
                                   عروسی شهناز
 
 
عکس فوزیه با همسر دومش
 
 
 

فوزیه پس از جدایی از محمد رضا شاه با "اسماعیل شیرین بیگ" وزیر پیشین دفاع مصر ازدواج کرد. او پس از درگذشت شوهر دومش همچنان به زندگی در قاهره ادامه داد و گهگاه برای معاینات پزشکی و دیدار با دخترش شهناز و نواه اش مهناز به سویس میرود. این دیدارها در "مونترو" در منزل اردشیر زاهدی صورت میگیرد که با فوزیه و همچنین شهناز و همسر دومش خسرو جهانبانی دوستی صمیمی دارد. این عکس فوزیه را به اتفاق پسرش حسین شیرین بیگ و نوه اش مهناز زاهدی نشان میدهد. پشت سر فوزیه, عکسی از دوران جوانی او و زمانی که ملکه ایران بود در میان عکسهای متعدد پادشاهان و روسای جمهوری و شخصیتهای برجسته سیاسی جهان دیده میشود.

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

تنها فرزند محمدرضا شاه و فوزیه, شهناز, از زمانی که مادرش ایران را ترک گفته بود تا سالها بعد و تا زمانی که همسر اردشیر زاهدی بود و به دعوت پدرشوهرش سپهبد زاهدی, فوزیه به سویس سفر کرد او را ندید. در آن زمان روابط ایران و مصر به علت روی کار آمدن عبدالناصر و عداوت او با شاه و رژیم ایران خوب نبود اما دولت مصر در هر حال به فوزیه اجازه داد تا مصر را ترک کرده و به سویس به دیدن دخترش برود. در زمان ازدواج محمدرضا شاه با فوزیه فرح دیبا یک ساله و محمدرضا شاه 20 ساله بود. اینک 67 سال از ازدواج محمدرضا شاه با فوزیه در قاهره گذشته است

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups


 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 آذر 1389 04:15 ب.ظ

آخرین لحظات زندگی شاه.

جمعه 19 آذر 1389 11:28 ق.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: محمدرضا پهلوی ،

زنگینامه شاه:

محمدرضا شاه در روز 26 اکتبر 1919 (چهارم آبان  1289) همزمان با خواهر دوقلوی خود اشرف در تهران متولد شد..

محمدرضا شاه از تاریخ 17 سپتامبر 1941 که در مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی یاد کرد, و تا روز 16 ژانویه 1979 که با چشمانی پر از اشک ایران را برای همیشه ترک نمود, و تا روز اول آوریل 1979 که حکومت ایران از "مشروطه پادشاهی" به "جمهوری اسلامی" تغییر داده شد, بمدت 38 سال پادشاه ایران بود.

محمدرضا شاه  در ساعت 5 صبح روز یکشنبه 27 ژوئیه 1980 (5 امرداد ماه) بدنبال بیماری سرطان کبد, در بیمارستان "معادی" قاهره, فوت کرد (وی بهنگام مرگ 61 ساله بود) و پیکرش در دو روز بعد در 29 ژوئیه 1980 در مسجد "الرفاعی" قاهره به خاک سپرده شد تا بنا بر وصیتش روزی در گورستان افسران و درجه دارن جانبخته ارتش شاهنشاهی, در ایران به خاک سپرده شود.

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

 

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups

فرح و بچه ها چندین بار در طول شب به بالین بیمار آمدند . دکتر پیرنیا نیز آنجا بود . همین طور امیر پور شجاع پیشخدمتی که بیست و پنج سال خدمت کرده بود و برای اربابش غصه می خورد .
اردشیر زاهدی تمام شب را در اتاق ماند . قبل از آنکه شاه از هوش برود زاهدی به او گفت : « شما در حال شوک هستید . حالتان بهتر خواهد شد .» شاه جواب داد : « نه , شما نمیفهمید , دارم می میرم . »
دست زاهدی را گرفت و نگاهش به قطره هایی که از لوله به بازویش می رفت خیره شد . قبل از سپیده دم دچار اغما شد و چند دقیقه قبل از ساعت 10 صبح 27 ژوئیه 1980 جان سپرد .
پزشکان لوله ها را از بدن شاه جدا کردند . فرح از دکتر پیرنیا خواهش کرد حلقه ازدواج شاه را از دستش درآورد و به او بدهد . او یک جلد قرآن کوچک نیز از زیر بالش درآورد . یک پرستار مصری چشمانش را بست . فرح و پسرش رضا گونه هایش را بوسیدند . جنازه را به سردخانه بردند . یک نفر مخفیانه عکسی از جنازه گرفت و به « پاری ماچ » فروخت … .


[6.jpg] 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 آذر 1389 02:03 ب.ظ

زندگی نامه پرنسس ثریا

جمعه 19 آذر 1389 11:12 ق.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: دومین همسر محمدرضا پهلوی...... ،

ثـریّا دخـتر خلیل اسفندیاری و اوا کارل که آلمانی تبار بود، در اول تـیرمـاه ۱۳۱۱ در اصفهان متولد شد. سپس به اصفهان رفت. او یک برادر کوچکتر به نام بیژن داشت. ثریا تا هشت ماهگی در ایران بود و پس از آن خانواده‌اش او را با خود بـه برلین بـردند. وی کودکـی را در برلـین گذراند و در پاییز ۱۳۱۶ به اتفاق خانواده‌اش به ایران بازگشـت. در اصـفهان وارد مـدرسه آلمانی های مقـیم اصفهان شد و زبان فارسی را نزد معلم خصـوصـی فرا گرفت. تا ۱۳۲۰ ثـریا در آن مدرسه به تحصیل پرداخت. ولی پس از اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم مدارس آلمانی ها تعطیـل شـد. او در ۱۳۲۳ وارد مـدرسه مُبـلغ(میسیونر)های انگلیسی شد و تا پانزده سالگی در این مدرسه به تحصیلاتش ادامه داد. تا اینکه در ۱۳۲۶ به همراه خانواده‌اش به سویس رفت. در آنجا زبان فرانسه آموخت و انگلیسی را نیز بعدها در مؤسسه‌ای در لندن تکمیل کرد.

کودکی ثریا

 

اوا كارل مادر ثریا


انتخاب ثریا برای همسری محمد رضا شاه به وسیله خواهر بزرگتر شاه یعنی پرنسس شمس انجام گرفت و در یک مجلس مهمانی در سفارت ایران در لندن، که ثریا هم دعوت شده بود، در همان نظر اول او را پسندید و مسئله را با پدر ثریا در میان می‌گذارد و ثریا با آمادگی قبلی برای روبرو شدن با شاه به تهران می‌آید. ثریا در خاطرات خود می‌نویسد که بزرگترین آرزوی او پیش از اینکه ملکه‌ی ایران بشود، هنر پیشگی سینما بوده و پیش از اینکه برای اولین دیدار با شاه به کاخ سلطنتی برود با پدرش شرط کرده بود که اگر شاه او را نپسندید یا او از شاه خوشش نیامد، او را به هالیوود بفرستد. ولی شاه هم مثل خواهرش در اولین نظر او را پسندید و ثریا هم تمایل به این ازدواج پیدا کرد و مراسم نامزدی آنها روز ۶ دی ۱۳۲۹ در نظر گرفته شد.

 و امیدواری آنها این بود که مراسم ازدواج به زودی برگزار شود، ولی ثریا ناگهان دچار بیماری حصبه شد و روز به روز هم بیماریش شدت یافت و همه را دچار نگرانی کرد. ناگزیر انجام ازدواج به تعویق افتاد. پس از طی دوران نقاهت، تشریفات عقد و ازدواج در نهایت سادگی در ۲۳ بهمن برگزار شد.

بعد از چند سـال مـوضـوع بچـه‌دار شـدن آنهـا بسیار جـدی در دربار مطـرح شد و ملکه مادر مرتبـاً این مطـلب را با پسـرش در میـان می‌گذاشت. شاه در ماه مهر ۱۳۳۳ با ثریا به آمریکا رفت و در آنجا آزمایش‌های دقیق پزشکی انجام پذیرفت و در مورد او هیچ چیز غیر طبیعی دیده نشد و سرپرست هیات پزشکی اعلام کردند شما هر دو در کمال سلامت هستید و فقط باید صبر کنید. چند سال بعد نیز روزولت یک پزشک متخصص آمریکایی برای انجام آزمایش‌های لازم از ثریا، به تهران فرستاد. پزشک مذکور نیز هیچ دلیلی برای حامله نشدن ثریا نیافت.


شاه از ثریا خواست تا به سن مورتیز برود و روز ۲۴ بهمن ۱۳۳۶ با تشریفات رسمی تهران را ترک گفت و بعد از آن دیگر هیچ وقت به ایران باز نگشت. در روز ۲4 اسفند ۱۳۳۶ از وی جدا شد و طلاق او از طریق مجلس شورای ملی اعلام گردید. شاه نیز متنی به این عنوان تهیه کرد و با ابراز کمال تأسف وتألم و با تذکر اینکه ملکه ثریا پهلوی در تمام مدت همسری شاهنشاه از هیچ گونه خدمت و عطوفت و خیرخواهی نسبت به ملت ایران خودداری نفرموده و از هر حیث شایستگی مقام شامخ خود را داشته‌اند و در این مورد نیز با کمال علاقه و محبتی که فی‌مابین وجود دارد، آمادگی خود را برای قبول هر نوع تصمیمی که از طرف ذات شاهانه اتخاذ شود اعلام فرمودند. با اظهار نظر هیأت مشورتی، موافقت و با صرف نظر از احساسات شخصی خود در برابر مصالح عالیه مهمی تصمیم خویش را به جدایی اتخاذ فرمودند.


ثریا از آن پس با مقرری قابل توجهی که دربار ایران برای وی تعیین کرده بود، در فرانسه می‌زیست همچنین لقب پرنسس به وی اعطا شد و دارای گذرنامه سلطنتی بود. . او در فیلم "سه چهره‌ی یک زن" Les trois visages d'une femme در ۱۳۴۴ بازی می‌کند و با کارگردان ایتالیایی فیلم، فرانکو آشنا می‌شود.طبق مصاحبه BBC با وی بر خلاف شایعات هیچ گونه رابطه احساسی با کارگردان فیلم نداشته وتا پایان عمر همچنان عاشق شاه بوده رابطه او با محمد رضا شاه تا پایان عمر محمد رضا شاه ادامه داشته و رابط بین آن دو اردشیر زاهدی بوده. محمد رضا شاه از او به عنوان تنها عشق زندگیش در کتاب خاطراتش یاد کرده. مجله پاری ماچ او را زیبا ترین زن جهان در عصر خود معرفی کرد لقب او در کشور های اروپایی پرنسسی با چشمانی زمردین است


ثریا اسفندیاری در چهارم آبان ۱۳۸۰ در سن ۶۹ سالگی بر اثر سکته مغزی در پاریس درگذشت. مراسم تشیع جنازه‌ی وی در کلیسایی آمریکایی در پاریس برگذار شد. در این مراسم پرنسس آشرف پهلوی و شاهزاده غلام رضا پهلوی نیز حضور داشتند. ثریا را در قبرستانی درمونیخ آلمان دفن کردند. برادر کوچکترش بیژن نیز یک هفته پس از فوت ثریا درگذشت. وی گفته بود: "بعد از او، من کسی را ندارم که باهاش صحبت کنم." بعد از مرگ ثریا، به خاطر ثروت وی، چندین دختر ادعا کردند که فرزند ثریا هستند. اموال ملکه‌ی پیشین ایران در یک حراجی درپاریس، بیش از ۸/۳ میلیون دلار فروخته شد. فقط لباس عروسی‌اش ۱/۲ میلیون دلار قیمت داشت و حلقه ازدواج ملکه ثریا ۶ میلیون یورو فروخته شد حراج اموال پرنسس ثریا گرانترین حراج تاریخ فرانسه نام گذاری شد.

 

 

 

ثریا و برادرش بیژن كه پنج سال از او كوچكتر بود




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 آذر 1389 12:20 ب.ظ

اولین ورزشکاری که مدال گرفت که بود؟

یکشنبه 30 آبان 1389 10:00 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: اولین ورزشکارن معروف ایرانی. ،

نخستیـن ورزشکار ایرانی که از المپـیک مدال گرفت محمد جعفر سلماسی


در رشتهً وزنه برداری در المپـیک 1948 بود. وی همچـنین در اولین دورهً


بازیهای آسیایی سال 1951 دهلی نو مدال طلای وزن 60 کیلو گرم را به خود


اختصاص داد. او در سال 1294 شمسی در کاظمین عراق متولد گردیده بود.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اولین زنان موفق ایران چه کسانی بودند؟

شنبه 22 آبان 1389 06:17 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: اولین زنان معروف ایرانی. ،
* از شعر و شاعری اگر شروع کنیم اولین زن شاعر و ادیب ایران «آتوسا و آتسا» مادر ودختر خشایار شاه بود که از مشوقان آموزش و پرورش در زمان خودش محسوب میشد.
* اولین مدرسه را در پارس «ماندان» مادر کورش کبیر ساخت که در آن پسرها درس زندگی، تیر اندازی و سوارکاری ببینند. به نام خانم ها و به کام... .
* «پوراندوخت» دختر خسروپرویز اولین دختری بود که به سلطنت رسید.
* «انیس الدوله» همسر ناصر الدین شاه مخفیانه به اروپا رفت تا اولین ملکه ایرانی باشد که پا به اروپا می گذارد اما خبر آن به تهرانی های معتصب !! آن زمان رسید و مجبور شد زود برگردد.
*اولین عکاس زن «اشرف السلطنه» بود که عکاسی را از شاهزاده مهمیراز آموخته بود.
*اولین سفر نامه زنان را «زوجه میرزا خلیل» در سال 1104 به نظم سرود. او سفرنامه خود را از اصفهان به مکه و شام را به صورت مثنوس در 1300 بیت شعر سرود.
* در سال 1336 در رشته باستان شناسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. «پروین برزین» اولین باستان شناس زن ایرانی!
* اولین دخترانی که در مسابقات جهانی والیبال شرکت کردند؛ «ماری تیپ، مینا فتحی، روحی پندنواز» بودند که در سال 1337 وارد این مسابقات شدند.
*«شهلا بزرگی» تنها زن خلبان در ایران است که گواهینامه خلبانی بازرگانی را گرفته و سرپرست اداره آموزش یکنواختی و مسئول عملیات آموزگاه خلبانی گلایدر است.
* اولین زندانی سیاسی زن «راضیه شعبانی» است!!
* در سال 1370 در رشته سرطان شناسی تخصص گرفت و همان سال هم اجازه اشتغال یافت. «دکتر سکینه پری» اویلن زن جراح ایرانی است.
* اولین دختران چتر باز ایران هم در سال 1344 از ارتفاع 1200 پایی با چتر نجات به زمین فرود آمدند. این چهار نفر، «مهرانگیز زه فام، بهجت امامعلی زاده، مسیح مقدم، فریده خمسه ای» از اولین فارغ التحصیلان آموزشگاه غیر نظامی چتر بازی باشگاه هواپیمایی ایران بودند.
* «فخری رستگار» در سال 1319 به عنوان اولین زن کارمند به مجلس شورای ملی پا گذاشت و کارشناس فنی کتابداری مجلس شد.
* اولین دختری که در ایران دست به اختراع و اکتشاف زد «حمیرا هوشمند» بود که مولتاژ استخوان را در 1366 اختراع نمود.
* «نکتار پاباریان آندروف» اولین دختری بود که در ایران دیپلم ریاضی گرفت و شاگرد اول هم شد و اولین رن معمار ایرانی نام گرفت.
* «مهرانگیز دولتشاهی» اولین سفیر زن ایرانی است.
* «منیژه گرجی» اولین زنی که بعد از انقلاب به مجلس خبرگان راه یافت.
* اولین زن هواشناس «ژینوس نعمت» که به ریاست اداره تحقیقات و بررسی آن شبکه انتخاب شد.
* و اولین مدرسه دخترانه در ایران در سال 1324 به نام «دوشیزگان» توسط «بی بی خانم وزیر اف» تاسیس شد.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 آبان 1389 06:20 ب.ظ

اولین سالن سینما در تهران.....

سه شنبه 18 آبان 1389 08:03 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،

اولین سالن سینــــــــما در ایران چگونه درست شد؟

درحدود ۷۰ سال قبل اولین سینما البته اگه بشه اسم سالن رو روش بذاری (!) در خیابان چراغ گاز آن زمان (امیرکبیر فعلی)باز شد.

این سالن را مردی آزادی خواه مشروطه بنام مرحوم صحاف باشی درست کرد..صحاف باشی تحصیل کرده خارج بود و سالنی داشت که آن را برای نمایش فیلم اختصاص می داد..

در این سالن فیلمهای کوتاه کمدی قدیمی را که در نهایت از ۱۰ دقیقه تجاوز نمی کرد پشت هم نشان می داد و قبل از در ورودی سالن دالانی وجود داشت که در دوطرف آن دستگاههای ((کینه توسکوپ)) ادیسون گذاشته بودند…کینه توسکوپ ادیسون بی شباهت به شهر فرنگ سی چهل سال پیش نیست…به آن معنی که محل خاصی داشت که چشمها را در آنجا می گذاشتند و کنار آن جعبه چهارگوش بلندی وجود داشت..که در آن سکه ای می انداختند و یک فیلم کوتاه دو یا سه دقیقه ای را تماشا می کردند..

تعدادی از این دستگاهها در این دالان بود..و فیلمهایی که نشان می داد اغلب از روسیه می آوردند..یعنی به بازار روسیه یعنی شهرهای «اورساوروستد» می رفتند و فیلمها را از آنجا خریداری میکردند…

نخستین کسی که بهره برداری از سینما را آغاز کرد،به طوری که مردم آمدند و از آن به بعد همیشه در ایران سالن سینما وجود داشته شخصی  بود به نام «اردشـیر خان ارمنی»..

اقدامات «صحاف باشی» ، «روسی خان» وهمینطور شخصی به نام «آقایوف»کارهای مختلف در دروازه قزوین و غیره..کارهای «موقتی بود»یعنی زمانی می درخشید و بعد از بین می رفت…

اما اولین کسی که به این کار نظم و ترتیبی دادو از آن پس برای همیشه لااقل یک سالن سینما در تهران به طور مرتب دایر بود..همین اردشیر خان ارمنی بود که سالنی در خیابان فردوسی باز کرد و بعد هم سالنهای دیگری در ایران به وجود آورد…




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

تاریخچه راه اندازی اولین خط تلفن در ایران.

سه شنبه 18 آبان 1389 07:53 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،

۱۲۸۲ تا 1331 شمسی

در محرم سال ۱۳۲۱ قمری (برابر با فروردین ۱۲۸۲ شمسی) دوستعلیخان معیرالممالک امتیاز دایر نمودن و راه اندازی خط تلفن ایران را از مظفرالدینشاه قاجار گرفت.

 

در آن زمان، تلفن تهران منحصر به دو رشته سیم بود که یکی به دربار و دیگری به منزل صدر اعظم اتصال داشت. پس از چندی معیرالممالک با چند نفر شریک شد و شرکتی با نام «شرکت سهامی تلفن ایران محدود» را تأسیس نمود. وی سپس به ایجاد خطوط شبکه تلفن در پایتخت و شهرهای مهم ایران مبادرت نمود.

 

تأسیسات تلفن پایتخت و شهرستانها عموماً سیستم مغناطیسی با یک سیم بود. چون سرمایهی کار در آن زمان کافی نبود، شرکای شرکت نامبرده مجبور شدند با استفاده از سرمایههای مردم به توسعهی شبکه تلفن تهران و خطوط مکالماتی شهرستانها بپردازند و سرمایهی شرکت را به ده میلیون ریال افزایش دهند. در بدو امر، موفق شدند که سیستم تلفن پایتخت را از نوع مغناطیسی به سیستم کابل و باطری مرکزی به شیوهی نیمه خودکار که دارای دوهزار و چهارصد شماره بود، تبدیل نمایند. چنان که در سال ۱۳۱۱ شمسی تعداد خطوط تلفن به ۲۳۰۰ شماره رسید.

 

  




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اولین هواپیما چه وقت وارد ایران شد؟

دوشنبه 26 مهر 1389 09:34 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری

اولین پرواز هواپیما در ایران (سال 1292) و اولین فرودگاه ایران (میدان مشق)

تقریباً ده سال پس از اولین پرواز هواپیما نوبت به کشور ما رسید. یک خلبان روسی تصمیم گرفت با هواپیمای خود از نوع «بلریو» به تهران پرواز نموده و مدتی در این شهر اقامت نماید و پروازهای نمایشی برای مردم شهر داشته باشد.

در یکی از روزهای آخر سال 1292 هجری شمسی مردم تهران برای اولین بار شاهد پرواز این طیاره در آسمان شهر بودند. این طیاره که در ارتفاع پایین پرواز می‌کرد، چند دقیقه‌ای در حال پرواز بود و چون فرودگاهی در تهران وجود نداشت، خلبان که مدتی در آسمان تهران به دنبال محل مناسبی برای فرود می‌گشت، نهایتاً میدان مشق قزاق (محل فعلی وزارت امور خارجه و نیروی انتظامی) را مناسب‌ترین محل برای فرود تشخیص داد، اما هنگام فرود با لوله توپی که در میدان قرار داشت تصادف کرد و آسیب دید اما به خلبان آن صدمه‌ای وارد نشد. این هواپیما مدتی در میدان تمرین نظامی ارتش (میدان مشق) در مرکز شهر قرار داشت و مردم هر روز برای دیدن این پرنده آهنی می‌آمدند. اما پس از مدتی خلبان که شخصی به نام «کوزمینسکی» روسی بود، هواپیمای آسیب‌دیده را جهت تعمیر به تعمیرگاه قشون در محل باشگاه افسران ارتش منتقل کرد.از آنجایی که میدان مشق فاقد فضای کافی برای پرواز بود، هواپیما پس از تعمیر به قصر قجر که محلی در اطراف شهر بود از راه زمین انتقال یافت و از آنجا پرواز دوم خود را بر فراز شهر تهران انجام داد. پس از آن هم گهگاه پرواز نمایشی انجام می‌داد.

مدتی بعد دو هواپیمای انگلیسی که به سمت تهران پرواز کرده بودند در زمینی در نزدیکی شهر فرود آمدند. این محل که قلعه‌مرغی نامیده می‌شد، مدتی بعد با فرود اجباری یک فروند هواپیمای روسی در آن، کم‌کم به فرودگاه تبدیل شد.
با توجه به اطلاعاتی که از روزنامه‌های آن زمان باقی مانده است، سفر اولین ایرانیانی که در آسمان پرواز کردند مربوط به سال 1301 است. روزنامه جریده ایران در روز 26 فروردین ماه 1301 می‌نویسد:

«آئروپلانی که 15 فروردین از بندر انزلی به تهران آمده، عصر دیروز و پریروز در آسمان تهران پرواز کرد و پس از تماشای مردم فرود آمد». استقبال عمومی مردم از این پرنده آهنین قابل توجه بود. تعدادی نیز داوطلب پرواز با این هواپیما به عنوان مسافر بودند. در اولین پرواز ایرانیان که در روز پنج‌شنبه 30 فروردین ماه 1301 انجام شد، تعدادی از ایرانیان از جمله شاهزاده محمدحسین میرزا به همراه وزیر مختار روسیه نیز به عنوان مسافر حضور داشتند.

در سال 1924 کمپانی یونکرس آلمان اولین هواپیمای خود را به تهران فرستاد. مردم با پرداخت 50 ریال (3 دلار) می‌توانستند سوار این هواپیما شده و از آسمان شهر را تماشا کنند
.

در همان سال هواپیمای یونکرس توسط ارتش ایران خریداری شد.

با خرید هواپیمای یونکرس، دولتمردان ایرانی نسبت به رشد صنعت هوانوردی در کشور علاقه نشان دادند و بدین ترتیب ایرلاینی با حمایت دولت توسط یونکرس در ایران شکل گرفت. یونکرس با ایجاد یک سرویس حمل و نقل هوایی در ایران، پروازهایی را بین تهران و بعضی از شهرهای عمده کشور برای حمل مسافر انجام می‌داد. این شرکت از چند فروند هواپیمای «یونکرس-اف 13» استفاده می‌نمود. این هواپیما اولین هواپیمای حمل و نقل تمام فلزی و یک باله و بال پایین جهان به شمار می‌آمد و دارای دو خدمه پروازی و سرعتی در حدود 150 تا 160 کیلومتر در ساعت بود. کابین سرپوشیده هواپیما گنجایش چهار نفر مسافر را داشت.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: اولین هواپیمای وارد شده به خاک ایران ،
آخرین ویرایش: - -

اولین وسایل نقلیه در تهران

دوشنبه 26 مهر 1389 08:15 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،

نخستین خودرو تهران

وسیله نقلیه طبقات متوسط اسب یا الاغ بود. خانواده های فقیر دارای وسیله شخصی و منحصر به فرد نبودند. این گروه از وسیله نقلیه عمومی استفاده می كردند و گاهی برای صرفه جویی مسیری طولانی را پیاده می پیمودند. آن وقت ها تهران اگرچه اتوبوس نداشت اما رفت و آمد در یكی، دو مسیر مشخص ساده تر انجام می شد و واگن اسب هایی در آن مسیرها تردد داشتند. این واگن ها در دو مسیر مشغول كار بودند:

 1- یك مسیر از مدرسه نظام كه در انتهای غربی خیابان سپه و میدان باغشاه، میدان حر فعلی قرار داشت آغاز و به میدان هشت گنبد (میدان حسن آباد كنونی) ختم می شد.

 2- مسیر بعدی از بازار آغاز و به خیابان چراغ برق می رفت وواگن اسبی به وسیله دو تا چهار اسب بر روی ریل به حركت درمی آمد. یكی دیگر از اقداماتی كه در حركت مستمر واگن اسبی ها انجام می گرفت تعویض اسب های خسته بود كه در انتهای مسیرها انجام می شد.

ناكافی بودن وسایل حمل و نقل شهری و بین شهری و نارضایتی مردم از وضع موجود دولت را به صرافت تامین تسهیلاتی جهت ایاب و ذهاب مردم انداخت و به پشتوانه این فكر اولین خط آهن ایران بین تهران و شهرری ایجاد شد و مورد بهره برداری قرار گرفت و برای نخستین بار ترن های بخاری با عنوان ماشین دودی در مسیر تهران، شهرری دایر شد.اولین بلیتی كه در زمان ناصرالدین شاه برای ماشین دودی چاپ شد سه شاهی قیمت داشت، در زمان مظفرالدین شاه به پنج شاهی و زمان احمدشاه به _هفت شاهی و پس از آن به 10 شاهی رسید

اولین اتومبیل ظاهراً از سال 1283 شمسی وارد ایران شده به اشاره ناظم الاسلام حدود 10 اتومبیل در تهران وجود داشت. مظفرالدین شاه در سفر خود به اروپا در سال 1279 دو اتومبیل با دو راننده فرانسوی به تهران آورده است. اولین اتومبیل هایی كه وارد تهران شد سواری های فورد كروكی بود كه سرعتشان از 40 كیلومتر تجاوز نمی كرد و ظرفیت این اتومبیل ها چهار نفر بود. اتومبیل های باری نیز عبارت از چند كامیون زنجیری با لاستیك توپر با دیفرانسیل بود. نوعی وسیله نقلیه شبیه وانت بارهای فعلی در تهران رفت و آمد می كرد.

 

اولین اتوبوس در ایران توسط یک تاجر بلژیکی در شهر رشت به کار گرفته شد، اما به مرور زمان و با توجه به میزان کرایه سودآوری و زیر ساخت های حمل و نقل توجیه اقتصادی آن رد شد و به همین دلیل اتوبوس به کار گرفته شده به یکی از تجار ایرانی به نام (معین التجار) فروخته شد.او نیز پس از انقلاب مشروطه اتوبوس خود را به تهران آورد و با کرایه هر نفر 3 شاهی مشغول به فعالیت شد که به مرور زمان تقاضا برای استفاده از این خودرو بیشتر از قبل شد و پس از چند سال با ورود چند اتوبوس توسط تجار مختلف به شهر رونق زیادی در جابه جایی مسافر شکل گرفت.اما اغلب اتوبوس های شاغل با توجه به مسافت طی شده از اروپا تا مقصد به کارگیری در ایران، بعد مسافت و زمان حمل، مستهلک بودند و هزینه حمل و نقل بالایی را طلب می کردند که در نهایت باعث پایه گذاری صنعت اتومبیل سازی در ایران شد.براین اساس اولین اتوبوس های مونتاژ شده در سال 1290 شمسی وارد تهران شدند که حدود 5 درصد جابه جایی مسافران آن زمان توسط 500 دستگاه اتوبوس انجام می گرفت.

در زمان صدارت  وثوق الدوله در سال 1298 با توجه به افزایش نارضایتی مردم از نحوه جابه جایی مسافر، دولتمردان بر آن شدند تا با ایجاد یک اداره به سازماندهی و نظم بخشیدن به حمل و نقل شهری بپردازند که پس از مدتی بحث و تفحص این اداره در بلدیه (شهرداری) پایه گذاری شد. شهرداری موظف شد قوانینی وضع کند تا تسهیلات لازم را برای مسافران ایجاد کند که این قوانین شامل میزان کرایه، زمان کار ناوگان، تثبیت خطوط  و آیین نامه انضباطی بود.

در اولین گام شهرداری تمام اتوبوس ها را موظف به دریافت پلاک شناسایی خودرو نمود و در زمان کریم آقا بوذرجمهری، جهت کنترل خطوط هر خط دارای ناظری شد تا بر رعایت ناوگان خطوط نظارت کند. در شهریور سال 1320 نیز تعداد 100 دستگاه اتوبوس در تهران کار می کردند که حدود 90 دستگاه آن بنز بود.در همین سال اتوبوس های «زایس» روسی وارد ایران شدند و در سال 1331 دولت آقای سهیلی اجازه فعالیت شرکت های خصوصی حمل و نقل را صادر کرد.

 





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 مهر 1389 09:25 ب.ظ

اولین دانشگاه ایران

دوشنبه 26 مهر 1389 07:25 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری

شهر «جندی‌ شاپور» را شاپور اوّل‌ ساسانی‌ (241-272 م‌) به‌ هم‌ چشمی ‌«انطاكیه‌» كه‌ از بلاد رومی ‌محسوب‌ می‌شد، در اهواز ساخت‌. بعداً انوشیروان‌ (531-579 م‌) كه‌ خود پادشاهی‌ عالم‌ و حكیم‌ بود، در آن‌ شهر مدرسه‌ و بیمارستان‌ عظیم‌ و نامدار «جندی‌ شاپور» را تأسیس‌ كرد كه‌ هم‌ مدرسه‌ و مركز تحصیل‌ طبّ و فلسفه‌ بود، و هم‌ بیمارستان‌ و دارالشّفای‌ مریضانی‌ كه‌ بدان‌ جا رجوع‌ می‌كردند. قسمتی‌ از استادان‌ بزرگش‌ مسیحی‌ نسطوری‌ مذهب‌ بودند كه‌ پس‌ از بسته‌شدن‌ مدارس‌ فلسفی‌ یونانی‌ به‌ فرمان‌ امپراطور روم‌، از «رُها» و دیگر مراكز علمی‌ و فلسفی‌ گریخته‌ بودند. انوشیروان‌ از وجود آنها برای‌ تأسیس‌ مدرسه‌ی‌ جندی‌ شاپور استفاده‌ كرد و به‌ علاوه‌ جمعی‌ از مسیحیان‌ یعقوبی‌ مذهب‌ را نیز در آن‌ مدرسه‌ به‌ كار واداشت‌. در زمان انوشیروان عده ای از دانشگاه چجندی شاپورفلاسفه یونان، كه بعد از تعطیلی آكادمی‌ آتن به دلیل تعصب امپراطوری روم به ایران پناهنده شدند، مورد حمایت این پادشاه قرارگرفتند. آنان در دانشگاه جندی شاپور به تدریس مشغول شدند. انوشیروان حتی عده ای را به هندوستان فرستاد تا به فراگیری علوم بپردازد. طب یونان در مدرسه جندی شاپور رواج یافت. فلسفه ارسطو و افلاطون در زمان انوشیروان به فارسی ترجمه شد. برزویه طبیب نیز در زمان انوشیروان به هند رفت و با تنی چند از دانشمندان و كتب هند به ایران بازگشت.
مدرسه جندی شاپور در علم كیمیا (شیمی)، زیست شناسی و علوم پزشكی نقش مهمی ‌داشته است. در این مدرسه آموزش و گفت و گو به زبان سریانی بود. از آنجا كه زبان سریانی نزدیكی زیادی به زبان عربی دارد این امر خود باعث انتقال سریع و ساده تر علوم عهد باستان به دوره اسلامی‌ شد. انوشیروان گذشته از تاسیس دانشكده طب جندی شاپور به تاسیس مدرسه دیگری كه در آن ریاضیات، فلسفه و نجوم تدریس می‌شد در جندی شاپور اقدام كرد. تدریس در این زمینه كاملا به زبان یونانی بود ولی شكی نیست كه عامل زبان فارسی نیز به طور غیرمرئی مخصوصا در رشته داروسازی وجود داشته است. پیوستگی بزرگ میان طب اسلامی ‌و یونانی را باید در پزشكی اواخر دوره ساسانی، به ویژه در مدرسه جندی شاپور جست و جو كرد.
گفتنی است، به هنگام ظهور اسلام جندی شاپور مهمترین دوران خود را می‌گذرانید. مدرسه مذبور، كه مهمترین مركز پزشكی عصر به شمار می‌رفت، محیطی برای مركز تجمع دانشمندان با ملیتهای گوناگون بود. در این مدرسه دانشمندان سنتهای پزشكی یونانی، هندی و ایرانی رابا هم در آمیخته و زمینه را برای پزشكی اسلامی ‌آماده می‌كردند. درآمیختن مكاتبه مختلف پزشكی از تركیبی خبر می‌داد كه می‌بایست در پزشكی اسلامی‌ آینده انجام پذیرد.

افتخار ابداع روش درمان بیمارستانی را باید تا اندازه زیادی از آن ایرانیان دانست. یمارستانهای دوره اسلامی ‌اغلب براساس نمونه ها و اصول بیمارستانی جندی شاپور ساخته شده بودند.
بیمارستانهای معروف عضدالدوله در شیراز و بغداد، بیمارستانهای متاخر دمشق و رفاهی براساس نمونه جندی شاپور بنا گردیده بودند. نخستین فرآورده دارویی اسلامی ‌نیز از این مركز بزرگ پزشكی جهان بوده است. در این میان نقش دانشگاه جندی شاپور را در انتقال علم كیمیا نیز به هیچ وجه نمی‌توان نادیده گرفت. جندی شاپور به هنگام فتوحات اعراب مهمترین مركز پزشكی جهان بوده است. این دانشگاه تا قرنها از مشهورترین دانشگاههای جهان بود.
تاریخچه اولین دانشگاه جهان در ایران

 

استادان‌ مدرسه‌ و بیمارستان‌ جندی‌ شاپور (عهد ساسانی‌) 

اساتید و رؤسای‌ دانشگاه‌ و بیمارستان‌ جندی‌ شاپور مركب‌ بودند از سه‌ دسته‌: یكی‌ مسیحی‌ مذهبان‌ سریانی‌ كه‌ ساكن‌ و تبعه‌ی‌ ایران‌ و در حقیقت‌ ایرانی‌ شده‌ بودند و این‌ دسته‌ اكثریت‌ داشتند؛ دوم‌ ایرانیان‌ نژاده‌ كه‌ زبان‌ پهلوی‌ و مذهب‌ ایرانی‌ داشتند؛ سوم‌ علمای‌ هندی‌ كه‌ مثل‌ سریانیها داخل‌ ایران‌ شده‌ بودند و این‌ دسته‌ نسبت‌ به‌ دو دسته‌ی‌ اوّل‌ در اقلیت‌ بودند. اگر چه‌ از حیث‌ حقوق‌ و مزایا و احترامات‌ رسمی ‌هیچ‌ تفاوت‌ مابین‌ طبقات‌ نبود و اگر تفاوتی‌ مابین‌ اشخاص‌ وجود داشت‌، همانا تفاوت‌ سنّی‌ و علمی ‌بود.





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: اولین دانشگاه دنیا ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 26 مهر 1389 07:42 ب.ظ

بنیانگذار بانک ملی

چهارشنبه 21 مهر 1389 08:26 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارباب جمشید جمشیدیان، (زادهٔ :۱۲۶۷ هجری قمری در یزد، درگذشت: ۱۶ دی ماه ۱۳۱۱ خورشیدی در تهران) از بازگانان و ثروتمندان و ملاکان مشهور زرتشتی در عصر قاجاریه، و نخستین نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی بود و از بنیانگذاران بانک ملی ایران ایران به شمار می آمد. مراودات او با دربار قاجاریه، کارهای عام المنفعه او و همچنین تآثیرگذاری او در روند منجر به پیروزی انقلاب مشروطیت در تاریخ معاصر مشهور است. وی سرانجام بر اثر رقابت با بانکهای بزرگ خارجی در دوران خویش ورشکست گردید و با فقر و فلاکت از دنیا رفت. خیابان و محله ای به نام او هنوز هم در تهران مشهور است.
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 23 مهر 1389 11:21 ب.ظ

عکسهای مربوط به قاجاریه

سه شنبه 20 مهر 1389 10:22 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،

ناصرالدین شاه عاشق عکاسی

ناصرالدین شاه علاقه زیادی به عکاسی داشت.

 

مظفرالدین شاه.

 

 

مظفرالدین شاه و ملکه انگستان.

دختران مظفرالدین شاه.

 

 

مظفرالدین شاه.

 

[تصویر: 2q8x4zq.jpg]

 

[تصویر: 2hq4iex.jpg]

حرمسرای ناصرالدین شاه

ناصرالدین ‌شاه قاجار معروف به «سلطان صاحبقران» و بعد «شاه شهید»، چهارمین شاه از دودمان قاجار ایران بود. وی طولانی‌ترین مدت شاهی را در میان دودمان قاجار دارا است. او همواره به داشتن محبت به امام حسین(ع) و دیگر اهل بیت عصمت و طهارت تظاهر داشته اما با رفتارهای ناپسند خود از جمله داشتن چندین زن عقدی و صیغه‌ای چهره واقعی خود را نمایان کرده است.
وی اولین پادشاه ایرانی بود که خاطرات خود را منتشر کرد. او را پیش از پادشاهی ناصرالدین میرزا می‌خواندند.
او در سال ۱۲۱۰ هجری شمسی در خانه‌ای که به بهایی معروف بود در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا گفته می‌شود که مادرش در زمان بارداری با مردی به نام میرزاعظیم رابطه نامشروع داشته است. خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال ۱۲۲۸ هجری شمسی هنگامی که در تبریز بود شنید، سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست که البته پس از مدتی با دسیسه سفرای کشور های خارجی مخصوصا بریتانیا حکم اعدام امیرکبیر را در حالت مستی امضا نمود.
ناصرالدین شاه برای حفظ مناطق شرقی ایران، به ‌ویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله بریتانیا به بوشهر ناچار به توقف این فعالیتها شد. فرستاده وی قرارداد پاریس را امضا کرد. در دوران سلطنت او به‌ویژه پس از ترور ناموفق وی توسط یک بابی، محدودیت بهائییان و بابی‌ها در ایران افزایش یافت. در همین حال سایت زن امروز در مطلبی جالبی به بررسی و معرفی زنان دائم و مؤقت ناصرالدین شاه قاجار پرداخته است.

زنان عقدی ناصراالدین شاه: گلین خانم اولین زنی بود که ناصرالدین شاه در زمان ولیعهدی گرفت و از او سه فرزند داشت. یک پسر موسوم به سلطان محمود میرزا که ولیعهد بود و در سن دو سالگی درگذشت و دو دختر مسماة به افسرالدوله و فخرالملوک.
خجسته خانم تاج‌الدوله، دختر سیف‌الله میرزا پسر فتحعلی شاه نخستین زنی بود که پس از استقرار سلطنت اختیار نمود. مشارالیها یک دختر و یک پسر آورد. دخترش عصمت‌الدوله بود و پسرش سلطان معین الدین میرزا که او نیز ولیعهد خوانده شد و در ۹ سالگی درگذشت.
شکوه‌السلطنه دختر شعاع السلطنه پسر فتحعلی، شاه یک پسر آورد که مظفرالدین شاه باشد. سرورالسلطنه دختر عمادالدوله پسر خاقان اولادی نیاورد.
جیران ملقبه به فروغ‌‌السلطنه دو پسر آورد موسوم به ملک قاسم میرزا و ملکشاه که هر دو را ولیعهد خواندند و یکی پس از دیگری درگذشت.
از زنان عقدی ناصرالدین شاه، فروغ‌السلطنه (جیران) و سرورالسلطنه و شکوه‌السلطنه به ترتیب در حیات شاه فوت نمودند.
زنان صیغه‌ای ناصرالدین شاه: زینت‌السلطنه دختر سالار معروف که چند سال در خراسان با شاه جنگید. مشارالیها یک پسر آورد موسوم به سالار السلطنه که در تاریخ تحریر این کتاب در فرنگستان زندگی می‌کند.
بدرالسلطنه از شاهزاده خانم بزرگ بود. یک پسر آورد موسوم به رکن‌السلطنه که او نیز سال‌هاست در اروپا عمر می‌گذراند.
اخترالسلطنه خواهر اوکتای قاآن میرزا که اولاد نیاورد.
شمس‌الدوله دختر عضدالدوله پسر فتحعلی شاه که برادرهایش عین‌الدوله صدراعظم مظفرالدین شاه و وجیه‌الله میرزای سپهسالار بودند. مشارالیها هم فرزندی نیاورد.
صیغه‌های محترمه دیگر که از شاهزاده خانم‌ها نبودند: انیس‌الدوله که در واقع ملکه بود، ولی فرزند نیاورد. شاه او را بسیار دوست داشت، و چندین بار خواست وی را عقد نماید، ولی او نپذیرفت و اظهار نمود که به اصطلاح ساعت اولیه زناشوئی خود را برهم نخواهد زد. پس از کشته شدن شاه روزی برایش مبلغی پول آوردند و چون تمثال شوهر را بر روی اسکناس‌ها دید آنقدر به سر و سینه کوفت که سخت بیمار شد و پس از چند ماه بدرود زندگی گفت.
امینه اقدس عمه عزیزالسلطان سردار محترم فرزندی نیاورد.
عفت‌السلطنه مادر سلطان مسعود میرزای ظل‌السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه و بانو عظمی زن صارم الدوله.
منیرالسلطنه مادر ضیاءالسلطنه زن سید زین‌العابدین امام جمعه. والی زاده مادر والیه که زن اعتضادالملک شد و پس از فوت وی به عقد مهدیقلی خان مجدالدوله درآمد.
خازن‌الدوله دو دختر آورد مسماة به فخرالدوله و فروغ‌الدوله، فخرالدوله زنی بود بسیار زیبا و ادیبه و شاعره که سخن شیرین می‌گفت و خط خوش می‌نوشت، و فروغ‌الدوله که زن ظهیرالدوله شد و بعدها او را ملکه می‌نامیدند.
وجیه‌الدوله یک دختر آورد مسماة به اخترالدوله که شاه او را برای عزیزالسلطان عروسی نمود. مرجان خانم مادر یمین الدوله و فرح‌السلطنه. توران السلطنه مادر عضدالسلطنه و تاج‌السلطنه. حرمت السلطنه مادر افتخار السلطنه. محبوب‌السلطنه مادر عزالسلطنه و عزیزالسلطنه. وقارالسلطنه مادر شرف‌السلطنه. قمرتاج خانم مادر قدرت‌السلطنه.
به هر یک از زن‌های بزرگ یک دستگاه عمارت و حیاط داده شده بود. زن‌های دیگر به تفاوت از یک الی سه اطاق داشتند و صیغه‌های جزء به زن‌های محترمه سپرده شده و در دستگاه آنها می‌زیستند
.

حرمسرای ناصرالدین شاه.

عکس اصلی متعلق به کاخ موزه گلستان است در140 سال پیش گرفته شده.

ناصرالدین شاه در حرمسرایش.

<br/><a href="http://oi34.tinypic.com/opbu41.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

 

 

 

 

 

 

 

یك تومانی دوره ناصر الدین شاه قاجار معادل 2.300.000 ریال امروز

nasereddinshahqueenvictoria.jpg

سفر سوم ناصرالدین شاه به انگلستان و ملاقاتش با ملکه ویکتوریا.

 

3-2.jpg

“مظفر الدین شاه از كمال الملك خواست پرده ای بسازد كه در وسط تصویر ناصرالدین شاه و اطراف آن صور مختلفه خود از زمان جوانی تا رسیدن به سلطنت قرار داشته باشد كمال الملك دست به كار زد و پرده ای از هر جهت عالی نقش كرد كه شاه را سخت خوش امد و به وی گفت تا پاداش آنرا خود تعیین كند . كمال الملك خواست كه برای تكمیل فن صورتگری و مطالعه به فرنگستان گسیل گردد . شاه مشمول الطاف خاصش ساخت و تقاضایش را بر آورد.

kamal-ul-molk.jpg

talar-e-ayeneh.jpg

 

 احمدشاه از كودكی تا سلطنت

احمد شاه قاجار (زاده ۱۲۷۵ خورشیدی برابر با ۱۳۱۴ (قمری) در تبریز - درگذشته۱۳۰۸ در پاریس) هفتمین و آخرین پادشاه قاجار بود.

او دومین پسر محمدعلی شاه و اولین فرزند پسر او از ملکه جهان بود که در هنگام ولیعهدی پدرش به‌دنیا آمد و پس از فتح تهران و خلع پدرش توسط یک مجلس عالی از رجال و بزرگان مملکت در ۱۲ سالگی به سلطنت رسید. تا رسیدن او به سن بلوغ و تاجگذاری در تیر ۱۲۹۳ ابتدا عضدالملک و سپس ناصرالملک از سران ایل قاجار نایب‌السلطنه بودند.

کودکی

دوران کودکی او در تبریز سپری شد. قبل از رسیدن به مقام سلطنت احمد میرزا خوانده می شد، معلمان و مربیان روسی داشت و اسمیرنوف معلم روسی او که افسر ارتش روسیه بود، در او نفوذ داشت. احمد فوق العاده مورد توجه و علاقه پدر و مادرش بود در همان سال اول سلطنت محمدعلی شاه در ده سالگی به عنوان ولیعهد تعیین شد.

ازدواج

او در سن هفده سالگی (یک سال پیش از تاج گذاری) با بدرالملوک والا که پدرش شاهزاده ظهیرالسلطان والا نوه‌ی عباس میرزا بود، ازدواج کرد. این ازدواج توسط مادر احمد شاه، ملکه جهان ترتیب داده شد و عروس که در آن هنگام ۱۲ ساله بود در تنها مدرسه‌ی دخترانه‌ی تهران درس می‌خواند. مراسم عقد با تشریفات مفصلی انجام شد. حاصل این ازدواج دختر بزرگ احمد شاه، ایران دخت بود. گفته می‌شود بدرالملوک بسیار زیبا بود و احمدشاه به او علاقه داشت. اغلب او را به تالار آینه‌ی قصر می‌برد و به انعکاس عکس او در آینه‌ها می‌نگریست و می‌گفت:«در اینجا من فقط یك بدرى ندارم بلكه هزاران بدرى دارم». با وجود این علاقه چون بدرالملوک پدر خود را شایسته تر از احمدشاه می‌دانست بین آن‌ها اختلاف افتاد و این ازدواج منجر به جدایی شد. احمدشاه سه بار دیگر نیز ازدواج کرد و از این ازدواج‌ها صاحب دو دختر به نام‌های همایون دخت قاجار و مریم قاجار و یک پسر به نام فریدون قاجار شد.

سلطنت

اندکی پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ و قدرت گرفتن سردار سپه به اروپا رفت و پس از آنکه سردار سپه به وفاداری به شاه سوگند خورد باز به ایران برگشت.

او بیش از هرچیز نگران وضع خود بود و به وضعیت نابسامان کشور چندان وقعی نمی‌نهاد. با قدرت گرفتن سردار سپه و تحمیل خود به احمد شاه به عنوان نخست وزیر و ناخوشی اوضاع احمدشاه دلیل برآن شد که وی باز به اروپا فرنگستان برود. درهنگامی که او در آن‌جا بود با رای مجلس موسسانی که سردار سپه ترتیب داده بود بااز قدرت برکنار کردن آخرین «شاه» دودمان قاجار شاهنشاهی قاجاریان را به پایان رساند.

 

كارنامه درسی ا�مد شاه قاجار

كارنامه درسی احمد شاه قاجار

 

 

احمد شاه قاجار و محمدحسن میرزا ولیعهد به اتفاق عده أی از همکلاسیها و معلمان خود
 
 
 
   فرزندان احمد شاه قاجارshahreza-ax.blogfa.com.JPG
فرزندان احمد شاه(مریم دخت . فریدون میرزا. ایران الملوک . همایون دخت) این چهار فرزند هر کدام از یک مادر جدا هستند . احمد شاه پنج زن داشت که البته همسر دوم او نازا بود.

فریدون میرزا
 
 
مریم دخت
 
احمدشاه آخرین پادشاه سلسله قاجاریه سرانجام در نهم اسفند۱۳۰۸ـ 32 سالگی ـ در پاریس به بیماری کلیه درگذشت.
جنازه وی به کربلا حمل شد و از مقامات دولتی ایران، هیچیک در مراسم تشییع او شرکت نداشتند. از احمدشاه یک پسر به نام فریدون و سه دختر به نامهای مریم، همایون دخت و ایران الملوک باقی ماندند. احمدشاه که از 1302 در اروپا میزیست، سرمایه و دارایی خود را در بورس پاریس به کار انداخت و از این معاملات سود سرشاری برد. ضمناً مقادیری زمین نیز در اطراف پاریس خریداری کرد وباغ بزرگی در آن احداث نمود. 
 
 
 
احمد شاه قاجار در اروپا 



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: عکسهای خاندان قاجار ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 مهر 1389 11:12 ق.ظ

دروازه قزوین

جمعه 16 مهر 1389 09:40 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

لاله زار

پنجشنبه 15 مهر 1389 07:51 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری

باغ لاله زار در جهت شمال شرق میدان توپخانه یعنی محل خیابان لاله زار كنونی واقع شده بود. این باغ و ساختمانهای آن از بناهای فتحعلی شاه قاجار است. باغ لاله زار محل تفرج محمد علی شاه و همچنین محل پذیرایی از سفرای خارجی بوده است. به نوشته ژنرال گاردان فرانسوی؛ مأمور ناپلئون بناپارت چند روزی در باغ لاله زار اقامت داشته و پس از آن مأمورین انگلیس، اتریش و غیره كم و بیش به این باغ آمده اند.

,

ناصرالدین شاه برای تعمیر این قصر سیصد هزار تومان (كه پول هنگفتی بوده) خرج كرده است.

 

,

 

 



 


 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 16 مهر 1389 09:33 ب.ظ

ولیعصر

پنجشنبه 15 مهر 1389 07:41 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری

در سال ۱۳۰۹ مجلس شورای ملی قانونی را برای احداث و توسعهٔ خیابانهای تهران تصویب کرد و پس از آن مراحل ساخت جادهٔ مخصوص پهلوی (خیابان ولی عصر) آغاز شد. خیابان ولی‌عصر نام طولانی‌ترین خیابان شهر تهران و خاورمیانه است. طول آن ۲۵ کیلومتر است که از میدان راه‌آهن تهران شروع و به میدان تجریش در منطقهٔ شمیرانات ختم می‌شود. این خیابان دارای پیاده‌رو، جوی بزرگ آب و حدود یازده هزار چنار در دو طرف خود است. چون در آن دوره منطقهٔ شمیرانات بیشتر شکلی ییلاقی داشت این مسیر نیز به شکل جاده‌ای بود که از میان تپه‌ها می‌گذشت و چندان شباهتی به خیابان‌هایی مانند سپه (امام خمینی) و شاهرضا (انقلاب) که اطراف آنها ساختمان‌های مدرن ساخته شده بود، نداشت. این جاده با ردیف‌های چنار منظم در اطراف آن شناخته می‌شد. خیابان ولیعصر از مراکز سنتی خرید تهران است. پارک‌های بزرگ ملت و ساعی در حاشیه این خیابان قرار دارند.

 
قدیمی ترین عکس از خیابان ولیعصر
 
 کارگران در حال کاشت نهال در خیابان ولیعصر(پهلوی سابق) هستند…  از دور فقط کوه های شمال تهران و هتل استقلال(همای سابق) دیده می شوند.
 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 17 مهر 1389 09:30 ب.ظ

امیرآباد تهران

پنجشنبه 15 مهر 1389 06:15 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،
امیر آباد:
سابقاً دهی بود در دوکیلومتری شمال باختری تهران . در جنگ بین الملل دوم اردوگاه نظامی آمریکاییان بود، فعلاً جزء دانشگاه تهران است و کوی دانشجویان و چاپخانه و تاسیسات اتم شناسی دانشگاه در این محل واقع است . و قسمت جنوبی آن یکی از محلات شمالی تهران محسوب میشود .


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1389 06:59 ب.ظ

منیریه

پنجشنبه 15 مهر 1389 06:02 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1389 07:01 ب.ظ

گیشا

پنجشنبه 15 مهر 1389 06:01 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،
 

محله گیشا از سال 1343 توسط 2 نفر به نا م های آقای كینژاد و شاپوریان كه شركتی عمرانی و ساختمانی را در آنجاتاسیس كرده بودند، شكل گرفت و با تركیب ابتدای اسم فامیل هر كدام (گی وشا) به محله گیشا معروف شد و به مرورزمان تبدیل به گیشا شد. بعد از انقلاب اسلامی نام آن به كوی نصر تغییر یافت. در محله گیشا دو قنات وجود دارد یكی قنات دانشگاه تهران در غرب محله و دیگری قنات جمشیدآباد كه از شرق گیشا سرچشمه م یگیرد. خیابان 30 متری شاپوریان اولین خیابان گیشا بوده كه اكنون به كوی نصر تغییر یافته است. خصوصیت تجاری محله باعث شده كه مردم زیادی در این محله جمع شوند و از این لحاظ خیابان گیشا معروفیتی فرا محله ای پیدا كرده است.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1389 08:34 ب.ظ

شمیران

پنجشنبه 15 مهر 1389 05:53 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،

نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و " ران " به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است
.

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 16 مهر 1389 09:45 ب.ظ

پل چوبی

پنجشنبه 15 مهر 1389 05:52 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است .


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1389 07:08 ب.ظ

یوسف آباد

پنجشنبه 15 مهر 1389 05:52 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،

منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالك در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث كرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.
    دوست‌علی خان معیرالممالك در این باره می‌نویسد: «درختان میوه باغ یوسف آباد را مستوفی‌الممالك به دست خود كاشته بود. میوه‌های آن‌جا در نوع خود بی‌نظیر بود و بهترین نوع انجیر در باغ پرورانده می‌شد. آسیاب یوسف آباد روی تپه‌ای كنار خیابان ونك واقع بود و رو به شهر
شمیران چشم‌انداز خوشی داشت. » 
  مستوفی‌الممالك به پرورش و ازدیاد گوسفند و مرغ و بوقلمون نیز توجه داشت‌. مستوفی‌الممالك برای یوسف آباد جاده‌ای احداث كرد كه از زیباترین گردشگاه‌های تهران به شمار می آمد. اعتماد السلطنه در خاطرات خود در حضور ناصرالدین شاه به تاریخ 18 رجب سال 1303ه. ق‌؛ یعنی 15 روز بعد از مرگ صدراعظم در یوسف آباد اشاره می‌كند. برخلاف نظر اعتمادالسلطنه‌، شاه یوسف آباد را ضبط نكرد و همچنان در تملك ورثه مرحوم میرزا یوسف آشتیانی باقی‌ماند. بعدها میرزا حسن خان مستوفی یوسف آباد را فروخت‌. پس از فوت صدراعظم‌، یوسف آباد به پسرش‌، میرزا حسن‌خان مستوفی‌، تعلق گرفت‌. میرزا حسن‌خان كه خیال مسافرت به فرنگ داشت‌، ملك را به سپهسالار امیرخان سردار، معروف به آقاوجیه‌، فروخت‌. در زمان سپهسالار، مقداری از اراضی باغ را به زمین‌های زراعی تبدیل كردند. سپس یوسف آباد را حاجی‌حسین امین الضرب از امیرخان سردار خرید. چون امین‌الضرب برای واردكردن موتور برق و نصب آن در تهران از دولت وقت وام گرفته بود و قادر به پرداخت آن نبود، دولت هم یوسف آباد و عباس آباد و امیرآباد را به جای طلب خود از او گرفت‌.
    اراضی یوسف آباد از شرق به عباس آباد، از شمال به ونك‌، از غرب به امیرآباد و از جنوب به بهجت آباد می‌رسد. به طوری كه نوشته‌های موجود حكایت می‌كند، شاه‌زاده وجیه‌الله میرزا سپهسالار سه دانگ از اراضی یوسف آباد را ههچنان در تملك داشته و یك سال قبل از مرگ خود در سال 1323 ه. ق‌، بیمارستانی در آن جا بنا نهاد. این بیمارستان كه در خیابان ولی‌عصر، در تقاطع عباس آباد قرار دارد، هم اكنون نیز در اختیار بهداری ارتش است‌.
    چند سال بعد، اراضی یوسف آباد تفكیك و بین كارمندان دولت تقسیم شد و محله‌ای بزرگ به وجود آمد و از باغ‌های سرسبز گذشته آن اثری باقی نماند. تنها فضای سبز كوچك آن پارك شفق است ،كه درسال 1348 احداث شد و 2500 مترمربع مساحت دارد.
    هم‌اكنون یوسف آباد یكی از محله‌های گران قیمت تهران به حساب می آید و فرهنگ‌سرای شفق‌، پارك شفق‌، تئاتر گلریز و ... از مشخصه‌های آن است‌. 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1389 08:41 ب.ظ

ونک

پنجشنبه 15 مهر 1389 05:43 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
ارسال شده در: تهران قدیم و موضوعات پیرامون آن ،
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1389 07:15 ب.ظ

کامرانیه

جمعه 9 مهر 1389 10:46 ب.ظ

نویسنده : شیرین غفوری
زمین های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجه تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمین های حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 مهر 1389 07:18 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 2 1 2